نمایش نمایش

شناسه : 29680222
گفتگو با پسری که 13 سال باعواقب سهل انگاریش ساخت


این پسر جوان تاکید کرد: در حال حاضر که نمی توانم از موتور استفاده کنم اما اگر روزی به قبل برگردم اولین کاری که انجام می دهم گزاشتن کلاه ایمنی است حتی در گرم ترین لحظات تابستان، چرا که اگر خودم کلاه ایمنی داشتم هرگز دچار این مشکلات نمی شدم.

به گزارش یزدندا به نقل از اردکان گویا، سرنوشت هیچ کس مشخص نیست و نمیتوان حدس زد که در آینده چه اتفاقی برایت رقم خواهد خورد.

در شهرک ولی عصر(عج) خانواده ای زندگی می کنند که سال های زیادی از عمر خود را صرف فرزند خود کرده تا بتوانند توانایی را به فرزند بازگردانده و برای او کسب و کار ایجاد کنند.خانواده ای که یک تصادف سلامتی فرزندشان را از آنها گرفت اما آنها را نا امید نکرد.

به سراغ این خانواده رفتیم تا از ماجرای تصادف فرزندشان با خبر شویم.

حسین پیری پدر خانواده در مصاحبه با اردکان گویا گفت: پسرم از نخبگان ریاضی و فیزیک بود و توانسته بود رتبه اول این رشته را در دبیرستان شهید انصاری از آن خود کند و مدیر این دبیرستان همیشه مرا بخاطر چنین فرزندی تحسین می کرد اما ناگهان با یک تصادف کل مسیر زندگی فرزندم تغییر کرد.

وی افزود: در سال 1383 بود که خبر تصادف فرزندم را به من دادند، به خوبی به یاد دارم که پسرم برای چند لحظه از دنیا رفت و روی او را با ملحفه ای سفید پوشاندند اما خواست خدا بر زنده بودن مهدی بود.

پیری ادامه داد: برای بهبود حال فرزندم شبی نبود که گریه نکنم و برای به دست اوردن سلامتیش و بازگشتن حرکات دست و پایش عرق های بسیار ریختم.

مهدی پیری جوان 29 ساله اردکانی اظهار داشت: با موتور در خیابان در حرکت بودم که بر سر چهار راه به علت پارک نابجای مینی بوس مجبور به توقف در وسط خیابان شدم که ناگهان با موتور دیگری که از روبرو می آمد شاخ به شاخ شده و مسیر زندگیم به کلی عوض شد.

وی گفت: طرف مقابلم در این تصادف آسیبی ندید اما من به مدت 4 ماه بیهوش و در کما بودم و ضربه ای که به مغزم خورده بود باعث شده بود تا قسمت راست بدنم فلج شود. همچنین استخان فکم شکست و کتف و دستانم به شدت آسیب دید و دوران خانه نشینی آغاز شد و در حال حاضر قریب به 13 سال است که با این شرایط زندگی می کنم و تنها امیدم محبت پدر و مادرم است.

این پسر جوان تاکید کرد: در حال حاضر که نمی توانم از موتور استفاده کنم اما اگر روزی به قبل برگردم اولین کاری که انجام می دهم گزاشتن کلاه ایمنی است حتی در گرم ترین لحظات تابستان، چرا که اگر خودم کلاه ایمنی داشتم هرگز دچار این مشکلات نمی شدم.

وی با اشاره به نعمت بزرگ سلامتی افزود: توصیه ام به جوانان این است که در رانندگی قبل از هر چیزی به فکر امنیت خود باشند من با این وضعیتی که به آن دچار شده ام هم خود را از نعمت سلامتی محروم کرده ام و هم این که پدر و مادر و خانواده ام روزهای پر التحابی را پشت سر گذاشته اند.

اما این سانحه رانندگی شروعی نو در زندگی مهدی پیری بود.

مهدی پیری ادامه داد: بعد از تصادف و خانه نشینی با تلاش بسیار توانستم پیش دانشگاهی را پشت سر بگذارم و در دانشگاه تهران و یزد قبول شوم اما به علت شرایط جسمانیم ترجیح دادم که در دانشگاه پیام نور اردکان ادامه تحصیل دهم اما به علت نا مناسب بودن فضای دانشگاه از ادامه تحصیل منصرف شدم.

وی عنوان کرد: خانواده ام به جای دلسوزی بیجا به دلیل شرایط جسمانیم هم پای من قدم برداشته و شاید روزی 10 ساعت بدن مرا نرمش و ورزش دادند.

پدر مهدی در ادامه صحبت های فرزندش گفت: گاهی تمام شبانه روز مشغول نرمش و ورزش پسرم بودیم و گاهی با کمر درد شب را صبح می کردیم. برای بهبود حال مهدی هر چه در توان داشتیم استفاده کردیم، از ابداع وسیله ورزشی متناسب با شریط فرزندم تا خرید تجهیزات ورزشی و تهیه فضایی پر از ریگ روان برای جلو گیری از آسیب در هنگام تمرین.

وی اظهار داشت: خدارا شاکرم که این تلاش ها نتیجه داده و فرزندمان از معلولی خانه نشین به فردی توانمند و پر تحرک تبدیل شده است.

حسین پیری تاکید کرد: برای این که فرزندمان از اجتماع دور نماند برای او کافی نتی زدیم تا هم سرگرم باشد و هم منبع درامدی داشته باشد اما به علت استقبال کم مردم مجبور به تغییر شغل و تبدیل مغازه به سوپرلبنیاتی شدیم که در حال حاضر مهدی در آن به کار مشغول است.

پدر این خانواده با اظهار داشت: توصیه ام به خانواده های اردکانی این است که اگر روزی فرزندشان به هر دلیل دچار نقص عضو و یا بیماری شد بهتر است به جای دلسوزی و تهیه مایحتاج فرزندانشان فضای اجتماعی را برای او فراهم کرده تا در مراحل بعدی زندگی به علت معلولیت دچار چاقی یا مشکلات دیگر نشوند که هم خود رنج بکشند و هم شرایط نگه داری برای پدر و مادر سخت باشد.

مهدی با اشاره به طرحی که در ذهن دارد گفت: در ذهنم ایده ساخت دستگاه های آب سوز به جای سوخت فسیلی را دارم اما این پیشنهاد در ایران مورد استقبال قرار نگرفت اما شرکت بوئینگ آمریکا با دعوت از من برای ساخت این پروژه مرا حمایت کردند.

وی در پایان زندگی زندگی خود را مدیون پدر ومادر خود دانست که به او نعمت راه رفتن را بازگرداندند و در کلام آخر از دیدار با مسئوولان کشوری گفت تا بتواند طرح خود را در ایران اجرا کرده و باعث افتخار کشورش شود.  

انتهای پیام/






جدیدترین ها جدیدترین ها