نمایش نمایش

شناسه : 14456700
گفتگو با رتبه چهار علوم تجربی درکنکور سراسری 94؛


رتبه چهار علوم تجربی درکنکور سراسری 94 گفت: وقتی قرآن می خوانم یک نوع آرامش خاصی می گیرم، روزهای منتهی به کنکور بیشتر قرآن می خواندم و فکر می کنم به همین خاطر بود که در کنکور اصلا اضطراب نداشتم.

مهران نعمتی زاده رتبه چهار علوم تجربی درکنکور سراسری امسال، متولد یزد است و دوران تحصیل خود را در در مقطع راهنمایی و دبیرستان در مدارس استعدادهای درخشان گذرانده است. پدر و مادر وی اهل محله بنادان ابرکوه هستند.
نعمتی زاده فرزند آخر خانواده است و یک خواهر بزرگتر دارد و پدرش مدیر امور برق ناحیه یک شهر یزد است.


در ادامه گفتگوی خبرنگار یزد ندا را با مهران نعمتی زاده می خوانید.

معنویت در موفقیت شما تاثیر داشته است؟

به نظر من معنویات به انسان آرامش زیادی می دهد. وقتی قرآن می خوانم یک نوع آرامش خاصی می گیرم، روزهای منتهی به کنکور بیشتر قرآن می خواندم و فکر می کنم به همین خاطر هم بود که سر امتحان کنکور اصلا اضطراب نداشتم، حتی نذر کرده بودم اگر نتیجه خوبی گرفتم، قرآن را ختم کنم و همین کار را انجام خواهم داد.

تاثیر مدرسه را در کسب موفقیت چقدر است؟

راهنمایی و دبیرستان را در مدرسه استعدادهای درخشان تحصیل کردم، انصافا جو مدرسه تاثیر بسزایی در اراده من برای کسب چنین رتبه ای داشت.
اینکه می شود رتبه های خیلی خوب کسب کرد خودباوری ای بود که محیط مدرسه خیلی در ایجاد آن نقش داشت.


چرا رشته علوم تجربی را برای تحصیل انتخاب کردید؟

اوایل دبیرستان بین انتخاب رشته ریاضی و تجربی مردد بودم ولی نهایتا انتخابم تجربی شد، بیشتر به این خاطر که تصور می کردم با ادامه تحصیل در این رشته بهتر می توانم هم اجر اخروی و هم مزایای مادی کسب کنم.

اساسا رشته پزشکی را بخاطر ارتباط بیشتری که با مردم خواهم داشت بیشتر می پسندم.

پیش بینی چنین نتیجه ای را داشتید؟


از همان ابتدای انتخاب رشته تجربی عزمم این بود که نتیجه خوبی بگیرم، با ورود به سال کنکور برنامه ریزی ام را تحصیل در رشته پزشکی قرار داده بودم.

آزمون چطور بود؟

سوالات فیزیک امسال با اینکه خیلی سخت بود ولی از همه دروسم بهتر بود. در دروس عمومی هم در درس دین و زندگی نتیجه بهتری از سایر دروس داشتم.

در دوران تحصیل، فعالیتهای اجتماعی هم داشتید؟

برای نماز به مسجد می روم ولی فعالیت خاصی ندارم.

رابطه شما با اهل خانواده بخصوص پدر و مادر چگونه است؟


در درون خانواده ما همه با هم صمیمی هستیم و معمولا با هم به تفریح و مهمانی می رویم، این هماهنگی در ما وجود دارد که سعی کنیم بیشتر باهم باشیم.
در سال کنکور هم اولویت اول نه تنها خودم بلکه کل خانواده کنکور من بود، به این معنی که به همان میزانی که من برای کنکور دغدغه داشتم همانقدر هم خانواده با موضوع درگیر بودند و این یکسان بودن دیدگاه، برایم آرامش خوبی برای پرداختن به درس ایجاد کرده بود.

برنامه شما برای آینده چیست؟


راغبم اگر شرایط مناسبی فراهم شود در زمینه مغز و اعصاب بیمارستان خصوصی راه اندازی کنم. همینطور دوست دارم در حد توانم اگر شد به شهر والدینم بروم و به مردمش خدمتی ولو اندک بکنم.
با روحیه ای که از خودم سراغ دارم شاید اینکار را بکنم که به دانش آموزانی که در محیط های کوچکتر و با معلمین سطح متوسط تحصیل می کنند این تفکر را منتقل کنم که قبولی در کنکور با رتبه های خیلی خوب اصلا دور از انتظار نیست و وقتی خودتان بخواهید دیگران را هم وادار می کنید که همراهی تان کنند و خود به خود شرایط برای موفقیتهای بیشترتان فراهم می شود.
حتی آن جاهایی که کادر آموزشی قوی ای ندارند هم با این خودباوری می توانند نتیجه بهتری بگیرند، اگر بتوانم این دیدگاه را در این جور محیطها ایجاد کنم فکر می کنم کار مفیدی انجام داده باشم.

الگوی علمی خاصی دارید؟


پزشکی دانشگاه تهران و تخصص مغز و اعصاب را بخاطر علاقه خاصی که به پروفسور سمیعی دانشمند ایرانی ای که رئیس مرکز مغز و اعصاب اروپا است انتخاب کردم.
در یک جلسه ای هم یکبار دکتر فروزوان نیا را دیدم و نسبت به ایشان و تخصص قلب هم دید خوبی پیدا کردم، ولی تمایلم به تخصص مغز بیشتر است.

تا چه حدی مطالعه می کنید؟


به مطالعه علاقه دارم و برای این مقوله اهمیت قائلم، کلا زیاد مطالعه غیر درسی دارم، بیشتر شعر و رمان می خوانم، گاهی هم شعر می گم که البته در سال اخیر کمتر بهش پرداختم.
به نجوم هم علاقه دارم و اگر فرصتی دست دهد می خواهم در آینده به این زمینه هم بیشتر بپردازم.

آیا قصد تحصیل در خارج از کشور را هم دارید؟

اگر ببینم پیشرفت من مستلزم تحصیل در خارج از کشور باشد می روم ولی خودم را متعهد می دانم به دو دلیل برگردم، اول اینکه آدمی نیستم که بتوانم دوری خانواده را تحمل کنم و ثانیا خودم را ملزم می دانم به مردمی که در بین آنها رشد کرده ام خدمت کنم.
اساسا دیدگاه خودم اینست که بیشتر از اینکه من به گردن این مملکت حق داشته باشم، نسبت به آن وظیفه دارم و همیشه خودم دوست داشتم جوری این مساله را جبران کنم. آرامش و امکاناتی و نعماتی که وجود داشت و من توانستم در این بستر رشد کنم و به این موفقیت برسم.
مطمئنید که بر می گردید؟
ببینید الان دیدگاهم اینجوری است. در خانواده ای که بئدم و در مدرسه ای که تحصیل کرده ام این موضوع اهمیت زیادی داشته است که خدمت به همه آنهایی که در موفقیت من نقش داشته اند را وظیفه خودم دانسته ام. بنابراین حتما بر می گردم و قرار است این دین را که بر گردن خودم حس می کنم حتما ادا کنم.


زمانی که وارد دانشگاه شدید فعالیت های غیر درسی تیز انجام می دهید؟

علاقه چندانی ندارم به فعالیت حزبی و تشکلی در دانشگاه و کلا این مسائل را غیر ضروری و تاحدودی غیرمفید می دانم، نه اینکه اصلا در اجتماع حضور نداشته باشم ،چرا مثلا نماز جماعت مسجد را حتما می روم ولی شاید با هیچ تشکلی همکاری خاصی شروع نکنم تا به مسائل علمی بهای کافی را داده باشم و وقتم تلف نشود.


صحبت پایانی؟


می خواهم از این فرصت استفاده کنم و از چند نفر تشکر کنم. اول از پدر و مادرم که خیلی گردن من حق دارند و دستشان را می بوسم. بعد، از همه معلمین و اساتیدم که با دلسوزی خود انصافا در این نتیجه سهم مهمی دارند.
دوستانی هم داشتم که در این راه همراهان خوبی برای من بودم و می خواهم از آنها هم بخاطر همه کمکهاشان تشکر کنم.

یزندا، ما هم به سهم خود برای شما آرزو می کنیم این موفقیت زمینه و شروعی باشد برای موفقیتهای مادی و معنوی مستمر شما باشد.






جدیدترین ها جدیدترین ها